کالیبراسون وکنترل کیفی دستگاهها

0


الكتروشوك

از آنجا كه يك دستگاه الكتروشوك در مواقع بسيار حساس در تماس نزديك با بيمار است، از لحاظ صحت عملكرد داراي اهميت ويژهاي است، زيرا اين دستگاه انرژي معادل 5 تا 400 ژول را با ولتاژ بين 1000 تا 6000 ولت و جرياني معادل 1 تا 20 آمپر به بيمار منتقل ميكند.
در هنگام به وجود آمدن فيبريلاسيون بطني و تاكيكاردي، از حالت دفيبريلاتور و در هنگام به وجود آمدن فيبريلاسيون دهليزي از حالت كارديوورژن استفاده ميشود. كارديوورژن وارد نمودن تعداد معيني انرژي الكتريكي (معمولاً به مقدار كم) به قلب در زمان مناسب است. اگر انرژي الكتريكي غير سينكرونيزه (ناهماهنگ) به بيمار مبتلا به تاكيكاردي فوق بطني و بطني داده شود احتمال بروز
VF(فيبريلاسيون بطني) وجود دارد. در اين وضعيت، در حالت ايدهآل پيك سيگنال خروجي دفيبريلاتور بايد با تأخير 30 ميليثانيه منطبق بر سيگنال Rموج ECGباشد، البته ولتاژ كمتر است. الكتروشوكها وسايل احياكننده حساسي هستند، خطا يا نقص عملكرد مؤثر آنها به مرگ بيمار منجر شود. دفيبريلاسيون ناموفق ممكن است به علل متعددي از قبيل اعمال نامناسب تكنيك CPR، اشتباه اپراتور، باتريهاي معيوب يا خالي شده (معمولترين اشكال الكتروشوكهايي كه با باتري كار ميكنند.)
اطمينان از سالم بودن دستگاه، صحت عملكرد خروجي آن، ايمن بودن و بررسي وضعيت هشدارها و آلارمهاي دستگاه از اهميت قابل توجهي برخوردار است كه با بازبيني دورهاي (نگهداشت پيشگيرانه) و انجام آزمون كاليبراسيون ميسر ميگردد.

الكتروشوك در سطح خطر بالا قرار دارد. به همين ديل برنامه نگهداشت پيشگيرانه 12 ماهه و 6 ماهه دارد.
پارامترهاي مهم جهت تست و آزمون كاليبراسيون در دستگاه الكتروشوك بهصورت زير است:

– بررسي ميزان انرژي خروجي دستگاه
– بررسي زمان شارژ
– بررسي زمان تخليه انرژي نسبت به نقطه Rدر موج قلبي
– بررسي عملكرد صحيح دستگاه در حالت سينكرون
– بررسي تمام پارامترهاي ذكر شده در چند نوع آريتمي

تجهيزات مورد نياز جهت انجام تستهاي كاليبراسيون و PM:

1- آنالايزر الكتروشوك
2- سيمولاتور ECGبراي بعضي آزمونها، ضربانها و دامنههاي خروجي كاليبره شده مورد نياز است.
3- اهممتر اندازهگيري مقاومت زمين
4- اندازهگير جريان نشتي يا آنالايزر ايمني الكتريكي
5- كرونومتر يا ساعت ثانيه شمار

با استفاده از دستگاه كاليبراتور الكتروشوك كليه پارامترهاي مربوط به مد دفيبريلاتور شامل انرژي، پيك ولتاژ، پيك جريان، طول موج و زمان شارژ قابل اندازهگيري است.
با تست اين پارامترها، كاربر از ميزان انرژي، ولتاژ و جريان موج اطمينان حاصل مينمايد. ضمن آنكه طول موج در دو پيك خروجي اندازهگيري ميشود (در 10% و 50% از پيك ولتاژ). همچنين كاليبراتور الكتروشوك قابليت تست زمان شارژ شدن در مد كارديوورژن را داراست. از آنجايي كه در اين مد مدت زمان عملكرد الكروشوك بعد از آشكار شدن موج QRSبه مرگ و زندگي بيمار ميانجامد، دقت و عملكرد دستگاه از لحاظ زماني داراي اهميت است.
در حالت ايدهآل (بر طبق استاندارد
ANSI/AAMI) پيك سيگنال خروجي دفيبريلاتور بايد با تأخير 30 ميليثانيه منطبق بر سيگنال Rموج ECGباشد.

بر اساس اين استاندارد ميانگين مقاومت بدن 50 اهم در نظر گرفته ميشود و در صورت تخليه انرژي خروجي در مقاومت 50 اهمي ميزان اختلاف مجاز انرژي انتخابي نسبت به انرژي واقعي خروجي حدود 15%+-2 ژول در نظر گرفته ميشود. از اين رو كاليبراتور الكتروشوك بايد توانايي شبيهسازي بدن انسان با يك مقاومت داخلي 5 اهم را داشته باشد. همچنين بر اساس اين استاندارد يك دفيبريلاتور بايد توانايي دشارژ 15 پالس با مقدار انرژي ماكزيمم را در عرض كمتر از 5 دقيقه در يك مقاومت 50 اهمي داشته باشد.
اندازهگيري مقاومت زمين، جريانهاي نشتي بدنه،پيوستگي كابل پدال از ديگر تستهايي كه بايد به روي دستگاه الكتروشوك انجام گيرد.
آزمونهاي كمي در كاليبراسيون و نگهداشت پيشگيرانه و محدوده مجاز آنها در جدول زير بهطور خلاصه آورده شده است.
شرح آزمون محدوده مجاز
مقاومت زمين كمتر يا مساوي 5/0 اهم
جريان نشتي بدنه كمتر يا مساوي 300 ميكروآمپر
پيوستگي پدل كمتر يا مساوي 15/0 اهم
كاليبراسيون ضربان
آلارم ضربان
حد انرژي پدل داخلي كمتر يا مساوي j50
انرژي خروجي
انرژي بعد از 60 ثانيه بيشتر يا مساوي 85% يا طبق مشخصات كارخانه
زمان شارژ و انرژي ماكزيمم كمتر يا مساوي 15 ثانيه

الكتروكوتر:

يكي از تكنيكهاي جراحي براي ايجاد برش استفاده از جريان فركانس بالا توسط دستگاه الكتروكوتر است. در اين روش از الكترودهاي منوپلار و بايپولار استفاده ميشود. در الكتروكوتر منوپلار (monopolar)، دستگاه جرياني توليد ميكند كه اين جريان از الكترود فعال به طرف بافت هدايت ميشود. اين جريان از بدن عبور كرده و از طريق الكترود بازگشتي بيمار به دستگاه برميگردد. در الكتروكوتر بايپولار (Bipolar) از جريان با شكل موجي كه براي بريدن بافت بهكار ميرود، استفاده ميشود. زيرا اين جريان از يك ولتاژ پايين توليد شده و باعث انعقاد خون بدون لخته شدن اضافي بافت ميشود و در اين روش نيازي به الكترود بازگشتي بيمار نيست.
چگونگي اتصال اين الكترودها و معيوب نبودن آنها و صحت عملكرد خروجي دستگاه بر عملكرد آن تأثيرگذار است. عدم كاركرد صحيح دستگاه داراي عوارض زير است.
-سوختگي به علت از بين رفتن بخشي از صفحه بيمار، در اين حالت با كاهش مساحت، چگال جريان زياد گشته و باعث ايجاد سوختگي در محل تماس صفحه با بدن بيمار خواهد شد.
– نشتي جريان
HFكه باعث سوختگي بيمار ميگردد.
رسم منحني مشخصه عملكرد دستگاه بر اساس خروجي دستگاه (توان) برحسب مقاومتهاي متفاوت ضروري است. دستگاه الكتروكوتر داراي سطح خطر بالاست و در نگهداشت پيشگيرانه و كاليبراسيون از برنامه 6 ماهه
Minorو 12 ماهه Majorبايد استفاده شود.
پارامترهاي مهم جهت تست و آزمون كاليبراسيون:
– بررسي نشتي جريان فركانس بالا،
– بررسي خروجي ژنراتور در يك مقاومت ثابت،
– بررسي خروجي ژنراتور با تغيير مقاومت به منظور مطالعه فني عملكرد دستگاه در ماكزيمم توان و 50% آن جهت مطابقت با منحني مشخصه عملكرد دستگاه.
– بررسي تماس كامل الكترود غيرفعال (
CQM: Contact Quality Monitoring)
– بررسي برقراري كامل الكترودهاي فعال و غيرفعال.

تجهيزات مورد نياز جهت انجام آزمونهاي كمي كاليبراسيون و نگهداشت پيشگيرانه (PM):

1- آنالايزر دستگاه الكتروكوتر
2- اندازهگير جريان نشتي يا آنالايزر ايمني الكتريك
3- اهممتر اندازهگير مقاومت زمين
4- اهممتر اندازهگير مقاومت بالا (20 مگا اهم)
5- پروب اسيلوسكوپ ولتاژ بالا (فقط در تستهاي پذيرش)

با توجه به آنكه به مرور زمان ممكن است صفحه بيمار آسيب ببيند و اين صدمهديدگي با چشم قابل رؤيت نيست و تنها اثر آن سوختگي و التهاب پوست بدن بيمار در محل تماس الكترود است به علت كاهش سطح تماس، ضروري است اين صفحه از لحاظ رسانا بودن در تمام قسمتها تست شود. با آزمايش CQMتوسط كاليبراتور الكتروشوك ميتوان اين مسأله را با دقت بسيار بررسي نمود. همچنين كاليبراتورها معمولاً قابليت اتصال به اسيلوسكوپ براي بررسي نمودارهاي جريان HFرا دارا هستند.
برخي از الكتروكوترهاي جراحي داراي سيستمي براي چك كردن اتصال ميان صفحه الكترود خنثي و بيمار هستند تا در صورت افزايش مقدار مقاومت بين آنها ازحد ايمني با آلارم مخصوص جراح را مطلع مينمايد. همچنين برخي از دستگاههاي الكتروكوتر قادرند جريان الكترود خنثي و الكترود فعال را چك نمايند و در صورتي كه تفاوت بين آنها زياد باشد، جراح را مطلع سازند. بدين منظور برخي از كاليبراتورهاي الكتوركوتر داراي سيستمي براي صحت موارد فوق هستند. همچنين ميتوان يك مقاومت متغير را براي تست دقيق جريان و توان الكتروكوتر به كاليبراسيون متصل مينمايد با استفاده از اين روش مقاومتهاي بين 10 تا 500 اهم توليد كرده و منحني بهتري براي خروجي دستگاه بهدست ميآيد.
از ديگر تستهايي كه ميتوان براي دستگاههاي با خروجي ايزوله شده انجام داد، تعيين ايزولاسيون دستگاه است. اين تست نبايد بر روي دستگاههايي با پليتهاي مستقيماً زمين شده يا پليتهايي كه به زمين از طريق يك خازن متصل هستند، انجام شود. اندازهگيري مقاومت زمين الكترود پليت نيز اهميت بسزايي در كارآيي سيستم دارد. در اين صورت مقاومت بين الكترود پليت و پين زمين سيم برق را اندازهگيري كرد. در دستگاههايي زمين مرجع اگر مقدار اندازهگيري كمتر از 20 مگااهم باشد، خازن بين پليت و زمين داخلي دستگاه معيوب است.
ECRIتوصيه ميكند كه دستگاههايي كه پليت آنها مستقيماً زمين هستند با دستگاههايي با خروجي ايزوله شده يا دستگاههاي زمين مرجع، جايگزين شوند.
بر اساس استاندارد
ANSI/AAMI:HF18-1993خروجي ژنراتور تا ميزان 90% عدد انتخابي قابل است. همچنين بر اساس اين استاندارد بررسي خروجي ژنراتور با مقاومت متغير در حالت بايپولار در محدوده 1000-10 اهم و در حالت منوپلار در محدوده 2000-50 اهم قابل انجام است. همچنين بر اساس استاندارد IEC 601-1حداكثر جريان نشتي قابل قبول 40 ميكروآمپر است. در استاندارد ANSI/AAMIميزان نشتي جريان فركانس بالا بهصورت تابعي از طول سيم بيان شده است.
آزمونهاي كمي لازم در كاليبراسيون و نگهداشت پيشگيرانه و محدوده مجاز آنها در جدول زير بهطور خلاصه آورده شده است:

شرح آزمون محدوده مجاز

مقاومت زمين بدنه كمتر از 5/0 اهم (در بدنه و پدال پايي)
مقاومت زمين پليت در دستگاههايي كه زمين مرجع دارند بيش از 20 مگااهم و در دستگاههايي كه خروجي آنها زمين شده است تقريباً 15/0 اهم
جريان نشتي بدنه كمتر يا مساوي 300 مگااهم
توان يا جريان خروجي با توجه به مشخصات سازنده تعيين ميشود
ايزولاسيون خروجي كمتر يا مساوي w5

ونتيلاتور:

ونتيلاتور دستگاهي است كه تنفس را براي بيماراني كه بهطور طبيعي قادر به تنفس نبوده يا احتياج به كمك دارند، فراهم مينمايد. ونتيلاتور با استفاده از يك فشار مثبت ريهها را باد ميكند. فشار در داخل ريهها متناسب با حجم گاز افزايش مييابد، كه اين فشار مثبت توسط لولههاي مخصوص به ريهها منتقل ميشود. در بعضي ونتيلاتورها يك سوئيچ جهت تعويض فاز از دم به بازدم در داخل دستگاه وجود دارد. در بعضي ديگر برگشت الاستيك سينه بهطور طبيعي خروج گاز در هنگام بازدم را باعث ميشود، البته در مدلهاي ديگر فشاري كمتر از اتمسفر باعث ايجاد فشار منفي در فاز بازدمي ميگردد.
اساساً تقسيمبندي ونتيلاتورها به دو صورت انجام ميگيرد، اول از جهت چگونگي طراحي ونتيلاتور براي مكانيزم تهويه به اين معني كه دستگاه داراي چه مد تهويهاي است و اينكه اين حالات بر چه اساسي تقسيمبندي ميشوند.
در تقسيمبندي حالات تهويه هوايي ميتوان گفت دستهاي از آنها كلاسيك هستند كه تمامي ونتيلاتورها اين ويژگي را دارا هستند (مثل
Simv) و دسته ديگر حالتهايي كه مخصوص كمپاني سازنده ونتيلاتور است.
نوع دوم تقسيمبندي از اين جهت است كه ونتيلاتور بيمار را در چه محدوده سني حمايت ميكند، اين مسأله بسيار مهم است كه محدوده كاري ونتيلاتور از جهت سن بيمار مشخص باشد. حتي كسي كه درخواست ونتيلاتور ميكند بايد دقيقاً مشخص كند كه ونتيلاتور را براي چه منظوري ميخواهد استفاده كند.
از لحاظ سيستم كنترل اين دستگاهها به دستگاههاي با كنترل فشار، دستگاههاي با كنترل زمان و دستگاههاي با كتنرل فلو تقسيم ميشوند. پارامترهايي كه در ونتيلاتور از لحاظ تنظيم داراي اهميت هستند، عبارتند از زمان، فلو، نرخ تنفس، فشار، نوع تهويه و حجم. يك دستگاه ونتيلاتور بهطور كلي شامل يك مدار تنفسي تغييرپذير، يك منبع گاز، يك سيستم كنترل و نمايشگر شكل موج و آلارمها است.
اين دستگاه داراي سطح خطر بالاست و بايد در هر دوره زماني 6 ماهه نگهداشت پيشگيرانه براي آن انجام ميشود.
پارامترهاي مهم جهت تست و آزمون كاليبراسيون:
– تست جريان در الگوهاي مختلف تنفسي
– تست فشار در الگوهاي مختلف تنفسي
– تست حجم در الگوهاي مختلف تنفسي
– بررسي و ارزيابي منحني غلظت
O2
– بررسي زمان دم وبازدم و نسبت به آنها
– بررسي نرخ تنفس در دقيقه

تجهيزات مورد نياز جهت انجام آزمون كمي كاليبراسيون و نگهداشت پيشگيرانه:

1- آنالايزر اكسيژن
2- گيج فشار يا اندازهگير با رزولوشن 2cmH2O+12cm H2O
3- شبيهساز ريه با يك تستر قابل تنظيم ونتيلاتور يا ظرفيت ريه
4- اندازهگير جريان نشتي يا آنالايزر ايمني الكتريكي
5- اهممتر اندازهگير مقاومت زمين

منويي كه توسط ونتيلاتور اعمال ميشود (برحسب ليتر در دقيقه) بايد به اندازه كافي زياد باشد تا در مدت دم هواي كافي را به ريهها برساند. هر چه زمان كوتاهتر باشد، بايد فلوي بيشتري را به كار برد. در تست فلو اندازهگيري دوطرفه جريان يا فلوي گاز در هر كدام از تجهيزات تنفسي ممكن ميشود. اين تست به طور ويژهاي براي بررسي مسير انحراف فلو در يك ونتيلاتور يا خروجي فلومتر استفاده ميشود. يك ترنسديوسر جريان دوسويه راه سادهاي را براي وسايل تست عملكرد ريوي فراهم ميكند، در نتيجه دو محدوده اندازهگيري مهيا ميشود.
فشاري كه بايد اعمال شود به خواص الاستيك و مقاومتهاي ريه بستگي دارد. در يك ريه سالم فشاري در حدود mbar 20-10كافي است، اما اهنگامي كه مقاومت افزايش مييابد، ميتوان فشار را تا mbar 60-40و حتي بيشتر نيز افزايش داد. فشاري كه روي مجاري هوايي بيمار اعمال شد، و در فاز دم تنفس اندازهگيري ميشود، فشار مجاري هوايي (Airway Pressure) نام دارد.

فشار كار دستگاه (working Pressure) فشاري است كه تحت آن هواي موجود در دستگاه به طرف ريهها به جريان درميآيد. اين فشار بيش از فشار مجاري هوايي است، اما تأثيري روي مجاري هوايي ندارد. شكل منحني فشار، پيك فشار و فشار مثبت انتهاي بازدمي (PEEP) نيز از اهميت ويژهاي برخوردار است. شكل منحني فشار مجاري هوايي به خواص مكانيكي ريهها و الگوي فلوي دمي بستگي دارد. حداكثر فشاري كه در فاز فلو ايجاد ميشود (Peak Pressure) نشانه مقاومت هنگام دم است. در تست فشار توسط آنالايزر انتخاب فشار سطح پايين، سطح بالا و مسير فشار ميتوان عملكرد ونتيلاتورهايي كه برپايه كنترل فشار هستند يا خروجي گازهاي مختلف را بررسي كرد. در تست حجم ميتوان حجم دم به دم نمايش داده شده توسط يك ونتيلاتور را بررسي نمود البته با استفاده از منحنيهاي رسم شده بررسي اشكلات دريچههاي رطوبتي، مسدودكنندههاي خطوط و فيلترها نيز امكان دارد.
نمايش ميزان و منحني غلظت اكسيژن هر فلويي از طريق پورتهاي جريان را بايد مد نظر قرار داد.
آزمونهاي كمي كاليبراسيون و نگهداشت پيشگيرانه (
PM) دستگاه ونيتلاتور به همراه محوده مجاز آنها به طور خلاصه در جدول زير آورده شده است:

شرح آزمون محدوده مجاز

اندازهگيري مقاومت زمين كمتر يا مساوي 5/0 اهم
اندازهگيري جريان نشتي كمتر يا مساوي 300 ميكروآمپر
كنترلهاي بايد 10%+- تنظيمات كنترلي باشد
پارامترهاي مانيتورشده و آلارمها نشانگرها بايد 10%+- مقادير شبيهسازي شده و آلارمها بايد 10%+- تنظيمات را نشان دهند.

مانيتورينگ

با توجه به شكل و نوع دستگاه، سيستمهاي مانيتورينگ، شكل موجها و اطلاعات عددي پارامترهاي مختلفي همچون ميزان ضربان، سرعت تنفس، فشار خون سيستول، دياستول و ميانگين آنها، دماي بدن، ميزان SPO2، SVO2، خروجي و غلظتهاي گازي راههاي هوايي را نشان ميدهند.
مانيتورينگ وسيله ارزشمندي است كه به پرستاران به صورت پيوسته، اطلاعاتي درباره بيمار جهت ارزيابي وضعيت وي، ميدهد. با استفاده از اين اطلاعات، پرستاران ميتوانند ارزيابي بهتري از شرايط بيمار داشته باشند و تصميمات درماني بهتري را اتخاذ كنند.
ECGنمايش داده شده توسط مانيتورينگ، فعاليت الكتريكي قلب را نمايش ميدهد و تغييرات مهم در ميزان ضربان و ريتم قلبي را مشخص ميكند.
بينظميهاي
ECGميتواند در اثر تغييرات در غلظت الكتروليتي و تعادل اسيدي بدن، افزايش فعاليت متابوليك، تغييرات نورولوژيك، واكنشهاي دارويي و … به وجود آيد. اندازهگيري فشار خون (به صورت تهاجمي يا غيرتهاجمي) يك شاخص حياتي از شرايط فيزيولوژيكي بدن است، در بسياري از روشهاي تشخيصي مورد استفاده، شاخص تغييرات فشار خون، ميزان كارايي قلب در پمپ كردن خون را نشان ميدهد. مانيتور كردن دماي بدن در مورد هيپوترميا (كاهش دماي بدن) يا هايپرترميا (افزايش دماي بدن) در هنام بيهوشي عمومي و به خصوص در هنگام اعمال جراحي مهم است. دماي بدن همچنين در مانيتور كردن علايم حياتي نوزادان جهت ارزيابي شرايط متابوليك عمومي و يا تشخيص وجود عفونت در بدن آنها مهم است.
نرخ تنفسي نيز تقريباً در تمام بيماران نمايش داده ميشود، نرخ تنفسي نوزادان، جهت آشكار شدن آپنه (خفگي) در آنها استفاده ميشود.
بسياري از مانيتورينگها امكان گرفتن پالس اكسيمتر بيماران را نيز فراهم ميكند كه اين مسأله امكان ارزيابي تغييرات سطح غلظت اكسيژن بيماران را ميدهد و شاخصي جهت ارزيابي ونتيلاسيون (تهويه) مؤثر انجام شده در بدن است. پالس اكسيمتر امكان مانيتور پيوسته
SPO2را ميدهد و نياز به استفاده از آنالايزرهاي بلادگز آزمايشگاهي جهت تحليل ميزان اكسيژن خون را كاهش ميدهد. پالس اكسيمتر، تست سريعي از سطح و ميزان تنفس در نوزادان ارائه ميدهد. اين موضوع به خصوص براي مانيتور كردن وضعيت نوزاداني كه تحت درمان با اكسيژن قرار دارند بسيار مهم است و همچنين براي مواظبت از بيماراني كه حيات آنها وابسته به استفاده از ونتيلاتوراست، بسيار حياتي است.
براي كاليبراسيون يك دستگاه مانيتورينگ بايد هر يك از اين موارد را به تنهايي بررسي كرد.

تجهيزات مورد نياز براي انجام آزمونهاي كاليبراسيون و نگهداشت مانيتورينگ:
1- سيمولاتور NIBP
2- سيمولاتور ECG
3- سيمولاتور SPO2
4- اهمسنج اندازهگير مقاومت زمين
5- آنالايزر ايمني الكتريكي يا سنجشگر نشتي جريان

دستگاههاي الكتروكارديوگراف و همچنين مانيتورينگها داراي كليدي به نام STDهستند. با فشار اين كليد يك موج مربعي يك ميليولت DCجهت تنظيم حساسيت و كاليبراسيون دستگاه قبل از قرار گرفتن نوار استفاده ميشود. در صورت تغيير در شكل موج يا اندازه آن تعمير و سرويس دستگاه و انجام دقيقتر تستهاي كاليبراسيون ضروري است. آزمونهاي مختلفي جهت تست يك دستگاه ECGوجود دارد كه ميتوان به آزمون ثابت زماني و آزمون نوسانهاي ميرا اشاره كرد. در هر يك از اين آزمونها از ويژگيهاي كليد STDاستفاده ميشود. اگرچه وجود كليد STDميتواند با ارسال موج مربعي يك ميليولت قابليت اعتماد اوليه نسبت به نتايج به دست آمده از الكتروكارديوگراف را فراهم آورد اما انجام تستهاي كامل كاليبراسيون به منظور اطمينان از صحت و عملكرد سيستم ضروري است.
پارامترهاي مهم جهت تست و آزمون كاليبراسيون:
– بررسي پاسخ فركانسي دستگاه (
Frequency Response)
– بررسي خطي بودن پاسخ (
Linearity)
– بررسي دقت دامنه (
Amplitude Accuracy)
– بررسي صحت ميزان ضربان (
Beat-Per-minute)
– بررسي ميزان
Gain/damping
– بررسي پاسخدهي فيلتر باندگذر
– بررسي انجام فيلتراسيون توسط دستگاه (
Notch filter)
– بررسي عملكرد دستگاه (تستهاي بالا) در آريتميهاي مختلف
يك كاليبراتور مناسب بايد قابليت اتصال هر دوازده اشتقاق را دارا باشد و بتواند شكل موجهاي زير را بدون نقص و با دقت بالا توليد نمايد.
الف- شكل موج
ECGبا 30، 60، 120، 180 و 240 ضربان در دقيقه
ب- موج مربعي شكل با فركانس 2 هرتز
ج- موج سينوسي با فركانس 10، 40، 50، 60، 100 هرتز
د- موج سينوسي با فركانس 2 هرتز
همچنين با شبيهسازي آريتميهاي شايع قلبي، قابليت عملكرد، صحت و دقت دادههاي اندازهگيري در حالتي كه بيمار دچار مشكل قلبي باشد، مورد بررسي قرار گيرد. كاليبراتور بايد اين قابليت را داشته باشد كه دقت دامنه موج را نيز بررسي نمايد. زيرا اغلب دامنه موج از ارزش تشخيصي برخوردار است، معمولاً اين بررسي بر روي اشتقاق
Iو با اندازههاي 5/0، 1، 5/1 و 2 ميليولت بايد اجرا گردد.
شبيهسازي شكل موجهاي متفاوت باعث ميگردد تستهاي مختلفي بر روي دستگاه الكتروكارديوگراف انجام شده و صحت عملكرد آن از جنبههاي گوناگون مورد بررسي واقع شود. در زير به انواع متخلف اين شبيهسازيها به همراه كاربردشان اشاره ميگردد:
– موج مربعي با فركانس 2 هرتز: براي بررسي دقت دامنه كاربرد دارد و بيانگر مقدار
gain/dampingاست.
– موج مربعي با فركنس 10 هرتز: اين شكل موج براي بررسي پاسخدهي فيلتر باند گذر كاربرد دارد.
– موج سينوسي با فركانس 40 هرتز: به مظور بررسي پاسخدهي به فركانسهاي پايين (
Low Frequencyresponse) مورد استفاده قرار ميگيرد.
– موج سينوسي با فركانس 60 و 50 هرتز: كارآيي اين شبيهسازي در بررسي عملكرد دستگاه جهت انجام فيلتراسيون (
notch filter) است.
– موج سينوسي با فركانس 100 هرتز: عملكرد سيستم در مواجهه با فركنسهاي بالا (
High-end frequency roll-off) مورد ارزيابي قرار ميگيرد.
بر اساس استاندارد
ANSI/AAMI:EC-13-1992زمان لازم براي اندازهگيري ميزان ضربان حداقل 20 ثانيه پس از انتخاب ضربان مورد نظر است. همچنين بر اساس اين استاندارد بررسي پاسخ فركانس با توجه به نوع ورودي تعريف ميشود و در بررسي دقت دامنه حداكثر خطاي قابل قبول 1-/+ درصد است.
در شرايطي كه بخواهيم به ميزان اكسيژن داخل خون نظارت داشته باشيم، بايد بتوانيم ميزان درصد اشباع هموگلوبين با اكسيژن شرياني را به صورت مداوم مانيتور كنيم. توسط يك دستگاه پالس اكسيمتر ميزان درصد اشباع هموگلوبين با اكسيژن (
O2 Saturation) و نرخ ضربان قلب به صورت غيرتهاجمي قابل اندازه گيري است.

اكسيژن سنجي يا پالس اكسيمتري با قرار دادن يك سنسور بر بستر عروق داراي شريانچههاي نبضدار ميسر ميشود. اين كار توسط يك سنسور نوري كه بر روي عروق شرياني نبضدار قرار ميگيرد، انجام ميشود. فرستنده يك LEDو گيرنده يك فتوديود است.
از آنجايي كه اين دستگاه در بخشهاي حساس و ويژه بيمارستان نظير اتاق عمل،
NICU، ICUو CCUمورد استفاده قرار ميگيرد، صحت عملكرد آن داراي اهميت ويژهاي است، زيرا خروجي اين دستگاه پايهاي در تشخيص و درمان بيمار است. عمده مشكلات اين دستگاهها مربوط به سنسور آن و فرستندهها و گيرندههاي نوري آن است. ضمن آنكه خود دستگاه در بخش توليدكننده نور و تحليل آن ممكن است دچار مشكل شود.

پارامترهاي مهم جهت تست و آزمون كاليبراسيون:
– بررسي ميزان مشخص SPO2در ضربانهاي مختلف
– برسي ميزان
SPO2در ضربانهاي مشخص
– بررسي دامنه پالس به منظور اطمينان از عملكرد دستگاه
در بررسي هر پالس اكسيمتري، استفاده از منحني مشخصه جدول به كار رفته (
R-Curve) به منظور اندازهگيري دقيق الزامي است.
از آنجايي كه فشار خون يكي از عوامل اوليه تشخيص درماني است، كاركرد نادرست آن ميتواند پزشك را به اشتباه انداخته و مراحل درمان را طولاني و در مواقعي با مشكلات جدي روبهرو سازد. از اين رو كاليبراسيون و نگهداري پيشگيرانه از دستگاه به ظاهر سادهاي نظير فشارخونسنج در فرآيند درمان از اهميت بالايي برخوردار است.

پارمترهاي مهم جهت تست و آزمون كاليبراسيون:
– بررسي ميزان نرخ نشتي سيستم
– بررسي صحت اندازهگيري فشار با توجه به زينهبندي فشارسنج (بررسي فشار استاتيك)
– بررسي صحت فشار سيستوليك و دياستوليك (بررسي فشار ديناميك). اين نوع اندازهگيري براي ارزيابي عملكرد مانيتورينگها نيز كاربرد دارد.
– انجام كليه آزمونهاي ذكر شده در حالتهاي adult، Neonate، Arrhythmiaبا توجه به MAPو همچنين BPMمختلف.
– بررسي نرخ و زمان
Inflate/Deflate
بر اساس استاندارد ANSI/AAMI:SP-10-1992فشار كاف نبايد هيچگاه از mmHg 330تجاوز كند. همچنين بر اساس اين استاندارد خطاي قابل قبول در اندازهگيري فشار mmHg3-/+ يا 2%-/+ مقدار خوانده شده است.

پمپ تزريق:

با پيشرفت پزشكي و داروسازي هم تنوع داروها افزايش يافت و هم نحوه استفاده از آنها متنوعتر و در بسياري موارد مشكلتر گرديد. به طوري كه در مواردي لازم شد دارو به صورت قابل تنظيم به بيمار تزريق گردد و به دنبال اين نياز پمپهاي اينفيوژن ساخته شدند. از تفاوتهاي موجود در اين پمپها ميتوان به تعداد كانالهاي آنها، محدوده جريان قابل تنظيم، برنامه ريزي براي دستگاه از قبيل تنظيم حجم و زمان تزريق، محاسبه جريان و دوز داروي تزريقي و شناسايي ستهاي مختلف سرم توسط دستگاه اشاره كرد.
پارامترهاي مهم جهت تست و آزمون كاليبراسيون:
– بررسي ميزان حجم خروجي دستگاه
– بررسي متوسط نرخ حجم خروجي
– بررسي
Back Presure
– بررسي زمان تزريق
– بررسي نوسانات فلوي خروجي با زمان
– بررسي حجم انباشته
يك پمپ اينفيوژن مناسب بايد قابليت استفاده به كليه ستهاي سرم داخلي و خارجي را داشته باشد. همچنين داراي آشكارساز حباب هوا و قطره از نوع اولتراسونيك باشد. سيستم آلارم براي موارد ضروري مثل تمام شدن تزريق، انسداد در مسير تزريق و بالا رفتن فشار، قابليت
Blous، انتخاب جنس از نظر مقاومت مورد نظر. حافظه جهت ذخيره اطلاعات بيماران مختلف را دارا باشد. همچنين بايد امكان VIBI (Volume to be infused) را داشته باشد. در اين حالت ميتوان حجم و دوز نهايي دارو را براي دستگاه تعريف كرد، به اين ترتيب وقتي حجم يا دوز مورد نظر تزريق شد دستگاه خودبه خود متوقف شده و آلارم ميزند. همچنين قابليت KVO (Keep Vein Open) را نيز بايد دارا باشد، در صورتي كه تزريق به هر دليل متوقف گردد براي جلوگيري از انسداد سر سوزن و نيز بسته شدن رگ مقدار كمي دارو با سرعت بسيار كم تزريق ميگردد. تجهيزات مورد نياز براي انجام كاليبراسيون و نگهداشت پيشگيرانه (PM):
1- آنالايزر اينفيوژن پمپ
2- فشارسنج
3- اندازهگير نشتي جريان يا آنالايزر ايمني الكتريكي
4- اهممتر اندازهگير مقاومت زمين
5- سيلندر 50 ميليليتري
6-
Stop watch

دقت فلوي دستگاه را ميتوان در دو مقدار فلوي متداول همچون ml/hr 10و 100 اندازهگيري كرد. بدين منظور ميتوان از يك آنالايزر اينفيوژن پمپ استفاده كرد يا برونده دستگاه را در يك سيلندر جمعآوري نمود. خروجي دستگاه در سيلندر بايد حداقل به ml 10برسد.
سپس فاصله زماني و حجم جمعآوري شده را محاسبه كرده و نرخ انتقال فلو را برحسب
ml/hrبه دست ميآيد. همچنين ميزان خطاي فلو از فرمول
فرمول
محاسبه ميگردد.
بسياري از پمپهاي اينفيوژن
intra Venousبا 5% مقدار تنظيم شده نرخ فلو فعال هستند. پمپهاي تغذيه داخلي و كنترلكنندههاي اينفيوژن با 10% مقدار تنظيم شده فعاليت ميكنند. اگر پمپهاي اينفيوژن براي شمارش قرصها طراح شدهاند، نرخ انتقال فلو بايد برحسب drop/minتنظيم شود. تبديل قرصها به ميليليتر بسيار پيچيده است، بدين منظور بهتر است در حدود 3 تا 5 دقيقه دستگاه را در محدوده مياني تنظيم كرده و سپس در حدود 2 دقيقه تعداد

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی